عشق و زندگی
دنیا زنگ تفریح نیست ساعت بعد حساب داریم
وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم. امروز ۲۱ مهــر ، روز تولد "کب"!!!! سالگیمه تــــــولدم مـــبارک! زندگی یعنی هیاهو زندگی یعنی تکاپو زندگی یعنی شب نو،روز نو ،اندیشه ای نو... آرت ب .شوایل یباشکی یباشکی میام در سراشیبی که نامش زندگیست با همه بیگانگی ها می روم در سکوت سرد غمگین زمان بی هدف بی یار و تنها می روم در سراشیبی که نامش زندگیست می روم شاید که در دشت بزرگ باز یابم آنچه را گم کرده ام!! خیلی دیر به دیر میام!سوخت و سوز هم داره! از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان "آدم" زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید آدمـــیت مرد!! گر چه آدم زنده بود از همان روز که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون،دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیا پر از آدم شد و این اسباب گشت و گشت قرن ها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت برنگشت قرن ما ،روزگار مرگ انسانیت است سینه دنیا ز خوبی ها تهی است صحبت از آزادگی،پاکی،مروت،ابلهی است! صحبت از موسی و عیسی و محمد نا بجاست قرن"موسی چمبه"هاست! روزگار مرگ انسانیت است من که پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیر،حتی قاتلی بر دار اشک در چشمان و بغضم در گلوست وندرین ایام زهرم در پیاله،اشک و خونم در سبوست مرگ او را از کجا باور کنم؟! صحبت از پژمردن یک برگ نیست،وای!جنگل را بیابان می کنند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند!! صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن:مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن:یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن:جنگل بیابان بود از روز نخست!! در کویری سوت و کور،در میان مردمی با این مصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبـــــــت مرگ عشـــــــــق گفتگو از مرگ انسانیت است!! "فریدون مشیری"



میدونید که سوخت و سوز هم داره


ادامه مطلب

..............
....................


| Design By : Night Skin |


