عشق و زندگی
دنیا زنگ تفریح نیست ساعت بعد حساب داریم
زن عشق می کارد و کینه درو میکند او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد... *دکتر شریعتی* پ.ن:به نظرمن اوضاع یکم عوض شده!.......با تشکر از دوست خوبم "سهراب سپهری" عشق بین دو نفر این نیست که هر دو زیر باران خیس شوند عشق آن است که یکی چتر شود برای دیگری...و دیگری هیچگاه نفهمد که چرا خیس نشده گاهی لازم است مثل باران بود... باید بارید،زندگی بخشید و طراوت داد و رفت دختر گفت:شام چه داری؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق نشست و محمد به مطالعه خود ادامه داد.از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند. صبح که دخترک از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد به نزد شاه بردند. شاه عصبانی پرسید:چرا شب به ما اطلاع ندادی و... محمد باقر گفت:شاهزاده تهدید کردند که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد.شاه دستور داد که تحقیق کنند آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر ۱۰ انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و...لذا علت را پرسید؟ طلبه گفت:هنگامی که آن دختر وارد حجره من شد با خود نمایی و افسونگری های پی در پی خوی می کوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف سازد.نفس اماره نیز مرا مدام وسوسه مینمود اما هر بار که نفسم وسوسه میکرد یکی از انگشتان خود را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا،شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند. شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می داند.از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره کرد. پیام: *دو چیز است که انسان را از گناه باز می دارد: ۱) یـــاد خدا ، ۲) یــاد مرگ *چه تفاوت آشکاری است بین هوسی که لذتش می رود و پشیمانیش می ماند و طاعتی که رنجش می رود و پاداش ابدی دارد.(حضرت علی)
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر
می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی
برای ازدواجش در هرسنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان که بخواهی به لطف قانون گذار میتوانی ازدواج کنی
در محبسی به نام بکارت محبوس است و تو...
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب میکنی
او درد میکشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشید
او بی خوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی
و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...! ![]()
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاك غریب
كه در آن هیچكسی نیست كه در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار كند.
قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید،
همچنان خواهم راند.
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا-پریانی كه سر از خاك به در میآرند
و در آن تابش تنهایی ماهیگیران
میفشانند فسون از سر گیسوهاشان.
همچنان خواهم راند.
همچنان خواهم خواند:
"دور باید شد، دور."
مرد آن شهر اساطیر نداشت.
زن آن شهر به سرشاری یك خوشه انگور نبود.
هیچ آیینه تالاری، سرخوشیها را تكرار نكرد.
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.
دور باید شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجرههاست."
همچنان خواهم خواند.
همچنان خواهم راند.
پشت دریاها شهری است
كه در آن پنجرهها رو به تجلی باز است.
بامها جای كبوترهایی است كه به فواره هوش بشری مینگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر، شاخه معرفتی است.
مردم شهر به یك چینه چنان مینگرند
كه به یك شعله، به یك خواب لطیف.
خاك، موسیقی احساس تو را میشنود
و صدای پر مرغان اساطیر میآید در باد.
پشت دریاها شهری است
كه در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشنیاند.
پشت دریاها شهری است!
قایقی باید ساخت.









اگر خوابت اومد بیا تو چشمام بخواب...اگر اشکام نذاشت بیا رو قلبم بخواب...اگر تپش قلبم نذاشت من می میرم تو راحت بخواب![]()
سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند و سلام به شقایق هایی که محکوم به عشقند و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی![]()
در خلوت من نگاه سبزت جاریست،این قسمت بی تو بودن اجباریست،افسوس نمی شود کنارت باشم،بی تو هر لحظه و هر ثانیه تکراریست
گریه ها مو تو ندیدی،هر چی گفتم نشنیدی،من کدوم عهد و شکستم،که تو اس ام اس نمی دی
عشق رو برات کشیدم میون موج دریا،رو ماسه هاش نوشتم دوست دارم یه دنیا،فریاد زدم بدونی بیزارم از جدایی،دلم برات تنگ شده عزیز دل کجایی!![]()
محبت ره به دل دادن صفای سینه می خواهد،به یاد یکدیگر بودن دلی بی کینه می خواهد،اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست،وفا آن است که نامت را همیشه بر زبان دارم
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست،آه بی تاب شدن عادت بی حوصله هاست،مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب،در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
یه آسمون گل قشنگ تقدیم نگاه تو،این دل تنها و غریب فدای روی ماه تو
عجب دنیای نامردی
عجب پیمانه سردی،عجب زخمی،عجب دردی
مسیج بده اگه مردی
دوست داشتن دل میخواد نه دلیل،پس دوستت دارم از ته دل بی دلیل
اگه دنیا زیر و رو بشه تو رو از دست نمیدم تو گل ناز منی ،تو رو به هیچ کس نمیدم
بلبل باغت را از باغت بیرون نکن،گرچه دور افتاده ام اما فراموشم نکن
مصرعی از قلب من با مصرعی از قلب تو شاه بیتی می شود در دفتر و دیوان عشق
چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم،خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم![]()

بچه بودیم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردای قوی...بزرگ که شدیم دخترا عاشق مردای قوی شدن و پسرا عاشق عروسک!
![]()
زمان!به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست...بوسیدن قول ماندن نیست...و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدان نیست
هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی در ارتفاعات آن را رها خواهد کرد.
به هم رسیدن شروع است،با هم ماندن پیشرفت است،با هم کار کردن موفقیت است.
![]()
پیوند عشق حقیقی حتی به مرگ گسسته نمی شود چه رسد به دوری
![]()
زندگی مبارزه میان عاطفه و عقل است.
موفقیت از آن کسی است که به تلاش معتقد است نه به شانس.
زندگی حکایت مرد یخ فروشی است که به او گفتند:فروختی.گفت:کسی نخرید ولی تمام شد
فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشی.
دشوارترین قدم همان قدم اول است.
آدمی ساخته افکار خویش است.
زندگی دریای طوفانی است که قطب نمای آن محبت است.
مردها را شجاعت به جلو میراند و زن ها را حسادت(برنارد شاو)
خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای،درست در نقطه آغاز هستی!

میلاد حضرت علی مبارک ![]()

| Design By : Night Skin |


