عشق و زندگی
دنیا زنگ تفریح نیست ساعت بعد حساب داریم
ابلیس شبی رفت به بالین جوانی آراسته با شکل مهیبی سر و بر را گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را یا خود ز می ناب بنوشی دو سه ساغر تا آنکه بپوشم ز هلاکت تو نظر را لرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشت کز مرگ به تن لرزه فتد ضیغم نر را گفتا نکنم با پدر و خواهرم این کار لیکن به می از خویش کنم دفع ضرر را جامی دو سه می خورد چو شد خیره ز مستی هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را ای کاش خشک شود بن تاک و خداوندا! زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را 
| Design By : Night Skin |

